تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
84
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
هفت سال و پنج ماه پادشاهى كرد . پادشاهى شاپور دوّم ( ذو الاكتاف ) « 1 » پس از هرمزد ، شاپور ذو الاكتاف ، پسر هرمزد پسر نرسى . . . ، از مادر پادشاه بزاد ، زيرا پدرش هرمزد او را در وصيّت خود به شاهى برگزيده بود . مردم از تولّد او شاد شدند و خبر آن را در هر سو بپراگندند و در نامهها نوشته با قاصدان به اطراف فرستادند . وزيران « 2 » و دبيران به كارهائى كه در زمان پدرش بودند بپرداختند ؛ تا آنكه
--> ( شاپور ) سعى داشتند كه به پسر بودن او يقين حاصل كنند ؛ آگاثياس نيز چنين مىگويد ( 25 / 4 ) . به گفتهء فردوسى شاپور چهل روز پس از مرگ پدرش متولّد شد . گفتهء يعقوبى كه شاپور به هنگام مرگ پدر كودكى گاهوارهنشين بود و پدرش او را به سلطنت نامزد كرد ، مبنى بر تركيب و تلفيق ميان روايات مختلف است نه سند تاريخى . مادر شاپور در تلمودايفرا - هرميز ناميده شده است ( بابا بثراورق a 8 و b 10 ؛ تعانيث ورق b 24 ؛ زباحيم ورق b 116 ) ؛ قسمت اوّل اين كلمه بر من روشن نيست . به نظر مىرسد كه اين زن سخت دوستدار يهود بوده و در پسر خود نفوذ فراوانى داشته است ، حتّى در دورهء رشد او . ( 1 ) - ظاهرا اين كلمه در اصل لقبى مدحآميز بوده است و معنى آن « صاحب شانههاى پهن » بوده است ، يعنى مثلا كسى كه بار سنگين حكومت را به دوش خود مىكشد ، و تفسير تاريخى ظاهرى كلمه بعد وضع شده است . امّا اگر كلمه هوبه سنبا ( حمزه 51 ؛ و از روى او مفاتيح و بيرونى ص 121 و مجمل التواريخ ) قديمىتر باشد و نه ، چنان كه به ظاهر مىنمايد ، ترجمهء تفسير لقب عربى باشد ، اين حدس درست نخواهد بود ؛ زيرا معنى اين لقب فارسى « شانه سوراخكن » است . تلفّظ و اعجام كلمهء هوبه ( هربه نيز نوشته شده است ) معلوم نيست و ولّرس حتّى صورت « هوبر » را نيز ذكر كرده است . ( 2 ) - از قرائن برمىآيد كه كلمهء وزير در اصل بايد فارسى باشد . البتّه اين مشكل در ميان هست كه اشكال فارسى و پهلوى نظير آن ، همه اسم معنى است نه اسم ذات ( رجوع شود به لاگارده . Beitr . z . baktr . Lex . ص 22 و تتبّعات ارمنى ص 147 ) . مقصود از كاتب ( به پهلوى دپير Dapir ) مستخدمين عالىرتبهء دولتى هستند ( نظير مشاوران سرّى ( geheime Rate . قسمت بعدى روايت را دينورى و سعيد بن البطريق ذكر نكردهاند ؛ امّا يعقوبى و ابن قتيبه آن را به نحوى ذكر كردهاند كه با همهء تلخيص آن متن اصلى را مىتوان شناخت .